به نامِ خدایِ مِهر و ماندگاری
«بعضیها نمیآیند که بمانند، میآیند که مسیر را روشن کنند و بروند...»
امروز، عقربههای ساعتِ دانشکده، روی لحظهای ایستادهاند که برای همهی ما، طعمی از دلتنگی و غرور دارد. امروز سخن از بدرقهی بانویی است که سالها، واژهی «تعهد» را با لبخند، و مفهومِ «مسئولیت» را با صبوری معنا کرد.
سرکار خانم ملبوسیزاده
سی سال، گذرِ زمان نبود؛ بلکه کاشتنِ بذرهای مهربانی در راهروهای این دانشکده بود. شما برای ما تنها یک همکار نبودید؛ شما سنگِ صبورِ لحظاتِ سخت، و الگویِ وقار در تلاطمهای کاری بودید. ردِّ پایِ تخصص و دلسوزی شما، در جایجایِ این مجموعه حک شده و هیچ تقویمی نمیتواند پایانِ حضورِ معنوی شما را ثبت کند.
خداحافظی با شما، خداحافظی با بخشی از خاطراتِ شیرینِ این خانهی دوم است. هرچند که دفترِ خدمتِ اداری بسته میشود، اما کتابِ رفاقت و احترامِ شما در قلبهای ما همیشه گشوده خواهد ماند.
به پاسِ تمامِ سپیدیهایی که به یادگار گذاشتید، سر تعظیم فرود میآوریم. امیدواریم فصلِ تازهی زندگیتان، لبریز از سلامتی، آرامش در کنار خانواده و شادیهای بیپایان باشد.
سرکارخانم ملبوسیزاده
دلمان برای متانتِ کلامتان تنگ میشود، اما دعای خیرمان همیشه بدرقهی راهتان خواهد بود.
با احترام و ارادت جاویدان
همکاران شما در دانشکده پرستاری و مامایی